تصمیم به ساخت مسکن
ساخت خانه یکی از اولویت هایی است که در زندگی هر شخصی وجود دارد. اگرچه به دلیل هزینه های بالای ساخت مسکن، زمینه انجام این کار شاید به سادگی فراهم نشود. امت به هر حال نیاز به مسکن جزو نیازهای ضروری است و به جریان زندگی شخصی ثبات می دهد و از این بابت جزو برنامه های بسیاری از خانواده ها می باشد.
من هم بر همین منوال تصمیم به ساخت خانه گرفتم. در این پست تجربه ساخت مسکن را از ابتدا و گام به گام مینویسم. امیدوارم این تجربه برای مخاطبان عزیز مفید باشد.
خرید زمین
در ابتدا بخشی از سرمایه ای که در سال های گذشته اندوخته بودم را برای خرید زمین مسکونی کنار گذاشتم. جستجو برای خرید زمین نباید با عجله انجام شود. باید اطمینان حاصل شود که زمین از وجوه مختلف مناسب خرید باشد، از جمله اینکه متراژ و مساحت کافی داشته باشد، جا و مکان مناسبی داشته باشد، از لحاظ سندیت مشکل و ایرادی نداشته باشد و نهایتا با بودجه در دسترس صاحب منزل همخوانی داشته باشد. اینها مجموعا از خریدار انرژی و توان میگیرد. برای این کار بهتر است در تصمیم گیری با چند نفر مشورت کنید و نظرات انها را در مورد گزینه های موجود بشنوید. من برای این کار با دو نفر از اقوام که در سال های اخیر زمین خریداری کرده بودند و همینطور با بنگاه معاملاتی آشنا مشورت میکردم که از شرایط مناسب زمین اطمینان حاصل کنم.
فکر میکنم حدودا چند ماهی به دنبال گزینه مناسب میگشتم. حدودا سه بار تا نزدیک معامله کردن زمین رفتم ولی به دلایل عمدتا حقوقی مربوط به زمین، معامله صورت نگرفت، تا نهایتا بار آخر زمینی را معامله کردم. یک زمین مسکونی با ابعاد ۱۰ در ۲۰ متر را در یکی از مناطق شهر بروجرد خریداری کردم. محله ای را که برای خرید زمین انتخاب کردم، در مرکز شهر نبود، و البته در حاشیه هم نبود. این نکته مهمی است چون اصرار به خرید منزل در مرکز شهر هزینه را خیلی بالا میبرد که مورد نظر بنده نبود.
پروانه ساخت
خرید زمین که انجام شد، به طور جدی تری در فکر ساخت منزل افتادم. برای شروع، باید اقدام به دریافت پروانه ساخت میکردم. اولین گام رفتن به دفتر خدمات شهرسازی بود که مسیر شروع کار را جلوی پای ما گذاشت تا حدود ۳ ماه بعد که پروانه ساخت را دریافت کرده بودم. جون این مسیر جزئیات خودش را داشت، انشالله اگر فرصت شود در پست دیگری به جزئیات آن خواهم پرداخت. اما بالاخره پروانه ساخت را گرفتم که یکسال مهلت داشت.
تهیه نقشه اجرایی
پروانه ساخت اجازه ساخت ۶۰ درصد زمین را میدهد، یعنی من اجازه داشتم در ۱۲۰ متر مربع از ۲۰۰ متر مربع ساخت و ساز کنم و مابقی به حیاط منزل تعلق داشت. ولی کمی اضافه تراکم میخواستم. یعنی قصد داشتم ۱۴۰ متر مربع را بسازم. از این بابت نقشه های طراحی که در حین دریافت پروانه ساخت تهیه کرده بودم چندان به کار نمی آمدند. از این بابت با یک دفتر طراحی مهندسی مجدد تماس گرفتم و نقشه هایی با پلان جدید از صفر طراحی کردم و پس از هماهنگی با مهندسین ناظر ساختمان به عنوان نقشه اجرایی استفاده کردم.
هزینه نقشه های اجرایی برای من حدود ۲۰۰ دلار شد (البته به تومن بود. منتها من هزینه ها را به دلار مینویسم که در آینده هم برای خواننده ها قابل استفاده باشد).
تسطیح زمین
زمینی که من خریداری کرده بودم به نسبت صاف بود و ضایعه زیادی نداشت. با این حال باید قبل از شروع کار تسطیح میشد. من قبل از شروع اجرای کار و تسطیح زمین با یک معمار که قبلا آشنایی داشتم صحبت کردم که پروژه ساخت را مرحله به مرحله به ایشان بسپارم. این کار خیلی خوب بود، چون دامنه ارتباطی معمار خیلی زیاد بود و یا اکثر تیم های مورد نیاز برای اجرای ساختمان در ارتباط بود و بهترین ها را میشناخت. من با معمار اینطور تا کردم که قبل از شروع هر بخش، کلاما میپرسیدم برای اجرای کامل این بخش چه مبلغی میخواهی؟ ایشان هم پیشنهاد میداد، چک چانه میزدیم و سر یک مبلغ به تفاهم میرسیدیم. سپس کار را شروع میکردن. چه یک روز چه یک ماه کار آن بخش طول میکشید، من همان هزینه توافقی را پرداخت میکردم. مدیریت کار بل معمار بود.
بدین ترتیب با کمک معمار با یک لودر هماهنگ کردیم برای تسطیح زمین. پس از چند ساعت لودر آمد و با دقت فوق العاده ای در حدود ۲ ساعت زمین را کاملا مسطح کرد. راننده فوق العاده کاربلد و مودب! تصویر زمین در حال تسطیح و نسخه تسطیح شده آن را در شکل ۱ میتوانید مشاهده نمایید. هزینه تسطیح زمین برلی من حدود ۵۰ دلار شد!
بتن مگر
گام بعد ریختن بتن مگر بود. یعنی یک لایه بتن روی زمین تسطیح شده، که بعد فونداسیون روی آن اجرا شود. به نقشه های اجرایی که دقت کردن، در مورد اجرای بتن مگر نوشته بود
بتن مگر زیر فونداسیون ها دارای حداقل ۱۵۰ کیلوگرم سیمان در متر مکعب میباشد و حداقل ۱۰ سانتیمتر ضخامت دارد.
همین دو ضابطه کوچک برای من کافی بود که بتوانم به اجرای آن نظارت داشته باشم. با معمار هماهنگ کردم، با یک بنا و دو کارگر صحبت کرد و با فردای آن روز کارشان را شروع کردند. یک بار سیمان و ماسه هم با کمک معمار خریداری کردن و در کنار زمین خالی کردم. البته یک بار آجر هم معمار سفارش داد که بیاورند چون نظرش بر این بود که در طول کل کار ساختمان آجر نیاز است و خوب است که تعدادی آجر کنار دست باشد. کارگرها ۲ روز کار کردند. زبان بسته ها زیر نور آفتاب با جدیت کار میکردند، بتن میساختند و اوستا بنا هم پس از بند کشی و تعیین دقیق مسیر ریختن بتن مگر آن را روی زمین اجرا کرد. تصویر کار در حین و پس از اجرای لایه بتن مگر در شکل ۲ نشان داده شده است. هزینه مصالح خریداری شده حدودا ۲۵۰ دلار و دستمزد معمار حدود ۱۰۰ دلار شد. دیگر معمار خودش دستمزد کارگرها و اوستا بنا را میداد و این خوبی کار بود.
با دیدن زمین که دیدم تسطیح شده و لایه بتن مگر ریخته شده بود، خیلی دلگرم میشدم. سختی هزینه ای که متقبل شده بودم از تنم بیرون میرفت و میدیدم که چطور ساختمان جلوی چشمانم در حال شکل گیری است. از این بابت از تصمیم ام برای ساخت منزل راضی بودم. هم اینکه خودم میتوانستم به بخش های مختلف آن نظارت کنم و از کیفت اجرای آن مطمئن شوم و هم اینکه آرام آرام بر حسب مقدار سرمایه در دسترس ام می توانستم آن را تکمیل کنم.
فونداسیون
گلم بعد اجرای فونداسیون سازه بود. فونداسیون شاید اصلی ترین بخش ساختمان باشد و اجرای درست آن ساختمان را ایمن میکند. از این بابت باید برای اجرای آن صبوری کرد و با دقت کار را انجام داد. دو خرج اصلی در اجرای فونداسیون وجود دارد، خرید آهن آلات فونداسیون (میلگردها، خاموت ها، صفحه ستون ها، بولت ها و ...) و خرید بتن! باید قبل از اقدام به خرید هم خودتان نقشه را چک کنید و تعداد دقیق آهن آلات و حجم بتن را تاب کنید، هم از معمار پروژه بخواهید این کار را انجام دهد. بعد لیست آهن آلات و همینطور حجم بتن مورد نیاز را از چند جا قیمت کنید تا با اطمینان خرید خوبی داشته باشید. برای من هزینه آهن آلات حدود ۲۰۰۰ دلار و هزینه بتن (حدود ۶۸ متر مکعب بتن با عیار ۳۵۰ کیلوگرم بر سانتی متر مکعب) حدود ۱۳۰۰ دلار شد. هزینه نسبتا بالایی بود. در حین خرید احساس میکردم سرمایه ام در حال مصرف شدن است. اما وقتی به بعد آن که تکمیل شدن منزل بود فکر میکردم، انرژی میگرفتم. در هر صورت بل همراهی معمار آهن آلات را خریداری کردم، با کارخانه بتن سازی هم یک قرارداد نوشتم که بتن را در سر روز و ساعت معین سر پروژه بیاورند. معمار ابتدا تیم آرماتور بندی را صدا زد. دستگاه خم و برش میلگرد را آوردند و کار سرهم کردن ارماتورهای طولی و عرضی فونداسیون را انجام دادند. این کار حدود ۲ روز طول کشید. تصویر زمین در حین و پس از آرماتور گذاری فونداسیون در شکل ۳ قرار داده شده است.
پس از آرماتور بندی نوبت به اجرای قالب اطراف ارماتورها و همینطور کارگذاشتن صفحه ستون بود. معمار فرد مسلطی به انجام کار بود و همه جزئیات را میدانست و افراد مناسب برای اجرای آنها را هم میشناخت. این خیلی دلگرمی خوبی بود.
با هماهنگی معمار قالب بند آمد و در یک روز قالب ها را اطراف ارماتورها بست. سطح داخلی قالب ها را هم با روغن سوخته ماشین چرب کرد. این کار باعث میشود که بتن بخ قالب نچسبد و بتوان قالب را پس از گیرش بتن به راحتی جدا کرد. تصویر آرماتور های قالب بندی شده در شکل ۴ نمایش داده شده است.
روز بعد معمار یک کارگر و بنا را صدا زد که کار نصب صفحه ستون ها را انجام دهند. با دقت خوبی ابتدا ریسمان کشی کردند، محل و ارتفاع دقیق صفحه ستون را تعیین کردند، یک چهار پایه کوچک فلزی هم با میلگرد ساختند که زیر صفحه ستون ها قرار گیرد و آنها را نگه دارد. و با دقت صفحه ستون ها را کار گذاشتند و جوش دادند.
با هماهنگی با ناظر برق، کارگرها همچنین کمک کردند که همبندی فونداسیون هم انجام شود. یعنی ستونها با میلگرد ۱۸ به هم وصل شوند. همبندی فونداسیون جزو الزامات نظام مهندسی برف است که برای ساختمان ها باید انجام شود. که البته کار سختی نیست و اجرای ان یک ساعتی بیشتر زمان نمیبرد.
مرحله بعد ریختن بتن بود. نکته مهمی که در ریختن بتن وجود دارد این است که باید نماینده آزمایشگاه بتن هم حضور داشته باشد تا از بتن نمونه برداری کند و مقاومت آن را در آزمایشگاه بسنجد. مهندس ناظر هم باید باشد که هم آرماتور بندی و قالب گذاری را چک کند و هم نقشه اجرایی را برای نماینده ازمایشگاه تایید کند. از این بابت با مهندس ناظر سازه و نماینده آزمایشگاه هم هماهنگ کردم که در روز بتن ریزی حضور داشته باشند.
