حدود یک ماه است که در شرایط جنگ تحمیلی به سر میبریم. در کنار همه مردم جامعه و مشاغل مختلف که در مسیر دفاع از کشور در حیطه کاری و فنی خودشان سختیها و چالشها را تحمل میکنند، دانشجویان و پژوهشگران عزیزمان هم واقعاً بار مسئولیت سنگینی را تحمل میکنند. در این مدت اخیر، چند تماس تلفنی از دانشجویان عزیز مشغول به تحصیل در دانشگاههای مختلف داشتم که در رابطه با پایاننامه و پژوهش خود تماس گرفته بودند. چیزی که در این تماسها نظرم را جلب کرده این است که عموما دانشجویان ترجیح میدادند که از طریق ایمیل مکاتبه کنند، چون هم راحتتر میتوانند مشکل خود را مطرح کنند و هم اینکه مطمئن میشوند که در موقع نامناسب با استاد تماس نگرفتهاند و استاد میتواند در فرصت مقتضی پاسخ آنها را دهد. منتها به گمانم محدودیتهای فعلی در ارسال و دریافت ایمیل باعث شده که مجبور شوند تماس تلفنی بگیرند که البته کاملاً قابل درک است. من هم با همه وجود سعی کردم با کمال صبر و حوصله به حرفهای عزیزان گوش دهم و فارغ از اینکه توانایی حل مشکل را دارم یا خیر، حداقل شنونده دغدغههایشان باشم و نظراتم را مطرح کنم.
هدفم از نوشتن این چند سطر این بود که چند نکته را خدمت دانشجویان عزیز و همینطور اساتید و همکاران محترم در دانشگاه مطرح کنم. به گمانم این نکات برای کاستن از بار مسئولیت پژوهشی که به دوش دانشجویان نهاده شده است، مهم باشد.
- ابتداعاً اینکه همکاران عزیز که استاد راهنمای پایاننامه دانشجویان هستند، حتماً سعی کنند با صرف زمان و حوصله مشکلات دانشجویان را بررسی کنند. مخصوصاً در شرایط فعلی که استرس و چالشهای جنگ نیز دانشجویان را تحت تأثیر قرار داده است، بیش از همیشه با صبوری به مشکلات دانشجویان بپردازند و پیگیر پیشبرد کارشان باشند. انتظار این نیست که استاد انجامدهنده پژوهش باشد، یا از ابتدا خروجی پژوهش را بداند و مثل کلاس درس انجام پژوهش را به دانشجو بیاموزد. منتها باید به دانشجو نشان داد که در مسیر پژوهشی تنها نیست و استاد هم هر آنچه که از دستش برمیآید را برای آن انجام میدهد.
- دانشجو هیچوقت نباید این تصور غلط را داشته باشد که میبایست در همه امور تنها و مستقل عمل کند یا پرسیدن سوال، نشانه کماطلاعی اوست. برعکس، پژوهش یعنی تلاش برای توسعه کارهای جدید و طبیعی است که در این مسیر به راهنمایی نیاز باشد. بنده خودم به شخصه در قبال سوالهای پژوهشی دانشجویان چند رویکرد دارم. اگر سوالات در حدی باشند که پاسخگویی به آنها از لحاظ زمانی در توان من باشد و با چند دقیقه وقت گذاشتن بتوان پاسخ داد، بدون هیچ تردید و منتی، پاسخ مدنظرم را خواهم داد. اما اگر پژوهشی همراهی بیشتری بخواهد، شرط همراهی این است که نقش بنده در پژوهش شفاف باشد؛ یا به عنوان مشاور در پروپوزال پژوهشی دانشجو یا به عنوان همکار در خروجیهای پژوهشی دانشجو تعریف شود، که در هر دو صورت استاد راهنما باید از قبل در جریان قرار گیرد و از مشاوره ارائه شده مطلع گردد. در غیر این صورت ممکن است راهنمایی انجام شده تعارض دیدگاه به وجود آورد. اساتید راهنما هم قاعدتاً باید از این موضوع استقبال کنند و اینکه یک همراه جدید در مسیر پژوهشی قرار است آنها را کمک کند و آورده جدی برای پژوهش داشته باشد را امری پربرکت بدانند؛ که به گمانم در اکثر موارد هم همینگونه است. از این بابت دانشجو نباید از دریافت مشورت و همفکری با اساتید مشاور خجالت بکشد یا آن را نماد کماطلاعی و ضعف پژوهشی خود بداند و به خاطر آن چنین موضوعی را با استاد راهنما مطرح نکند. استفاده از اساتید مجرب و مشاور در پژوهش کاری منطقی و درست است و اصلاً قرار نیست که دانشجو همه چیز را بداند و در همه زوایای پژوهش مستقل باشد. خجالت نکشید و جایی که نیاز به مشورت و کمک دارید را شفاف با استاد راهنما مطرح کنید.
- در پایان نامه هایی هم که من خودم شخصا برای دانشجویان خودم تعریف کرده ام اگر در شرایطی باشند که نیاز به همراهی و مشورت شخص دیگری باشد، هیچ ایرادی در اضافه کردن همکار جدید به پژوهش تعریف شده نمی بینم. البته منوط به اینکه واقعا آورده ای داشته باشد و به روند پژوهش کمک کند نه اینکه فقط باعث شود یک اسم جدید به مجموعه اضافه شود.
در پایان به همه دانشجویان در هر جای ایران عزیز میگویم که کارتان را با همه توانتان پیگیری کنید. قرار نیست کسی از شما انتظاری فراتر از توانتان داشته باشد. مطمئن باشید تلاش و اهتمام شما نتیجه خواهد داشت، حتی برای مسائلی که برایتان در ابتدا ناشناخته است و درک مناسبی از آن ندارید. شما سهم بزرگی در پیشرفت علمی کشور دارید و همه ما و اساتید دانشگاه وظیفه خدمت و کمک به شما برای طی کردن این مسیر پژوهشی را داریم. ما صاحب پژوهش نیستیم، بلکه همراه شما هستیم و کمک ما به پیشبرد پژوهش شما وظیفه ماست که باید به صحیح ترین وجه ممکن انجام دهیم.
