الان که این مطلب را مینویسم، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ است. امروز سه روز از جنگ تحمیلی میگذرد. شرایط جنگی و خبرهای ناگوار آن دل های مردم را آکنده از غم میکند و روال زندگی عادی عموم مردم جامعه را با چالش مواجه میکند. اما رمز عبور موفق از این چالشها همدلی و همکاری مؤثر همه افراد جامعه است.
امروز برای مخاطبان کانالم در ایتا هم نوشتم، ما هر کدام در یک حرفه و شغلی مشغول هستیم. یکی خانهدار است، یکی فروشنده است، یکی پزشک است، یکی دانشجو است، یکی استاد دانشگاه! فرقی نمیکند! هر کسی در هر شغل و منصب و موقعیتی که هست باید سعی کند، کار خود را حتی در شرایط سخت جنگی هم به درستی انجام دهد.
کسی که خانهدار است باید با روحیه به فرزندان و خانوادهاش برسد، فروشنده باید کالای خود را در اختیار مردم قرار دهد، پزشک باید خدمات درمانی را با قوت به جامعه ارائه کند، استاد دانشگاه باید تدریس و پژوهش خود را با قوت پی بگیرد، دانشجو یادگیری و فعالیتهای درسی خود را پی بگیرد. اینها در کنار هم باعث میشوند که جامعه پویایی خود را حفظ کند و حتی در شرایط سخت جنگ هم تابآوری بالایی داشته باشد.
حقیقتش را بخواهید، تصمیم گرفتم این مطلب را در وبلاگم قرار دهم، تا اولین مخاطبش خودم باشم. خبر جنگ و سختیهایش نباید رمق تلاش و کار را از ما بگیرد. بدانیم که از دل سختیها و مشکلات فرصتها آفریده میشوند. روحیه، رفتار و تلاش ما، مخصوصاً در شرایط سخت، اول بر خانواده ما اثر میگذارد. همسر، فرزند، پدر یا مادر وقتی میبینند شما همچنان پرانرژی، با انگیزه و با روحیه پیگیر روند درست زندگی هستید، روحیه میگیرند و با شما همراه میشوند. متعاقب این هم، جامعه از ما اثر میپذیرد. اگر من پژوهشگر یا استاد، کارم را در دانشگاه به درستی پیگیری کنم، دانشجویانم این را درک خواهند کرد و همراهی خواهند کرد. پزشکی اگر خدمات کاریاش را درست ارائه کند، بیمار بهرهمند میشود و امید به زندگی بیشتری پیدا میکند. فروشندهای که کالایش را به مشتریانش عرضه میکند، نیاز شخصی را برطرف کرده است. اینها همه برکاتی است که در جامعه رواج پیدا میکند.
و بالاتر از اینها، پروردگار متعال است که به صبر و تلاش ما برکت میدهد؛ که کلام حق است: فَإَنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا.
